یارانه که هدفمند شد آسمان صرفه جویی کرد. درخت خشکید. بهار بر سر مزار درخت خشکیده چنان اشک ریخت که سیلی راه افتاد. سیل به یارانه هم رحم نکرد.
روی فیش حقوقش فقط نوشته بود: شتر دیدی، ندیدی.
فیش حقوقم ساکن کوی خط فقر شد.
فیش حقوقش فقط به اندازه وصله سوراخ جیبش بود.
فیش حقوق خجالت می کشید به صاحبش نگاه کند.
برای حقوق بشر فیش صادر نمی کنند.
تورم منتظر شب عید است.
در سکوت منتظر بود تا واژه ها را شکار کند.
منتظر پرنده نماند، خودش پرواز یاد گرفت.
زمان منتظر مرده نمی ماند.
تورم منتظر شب عید است.
روز خسته بود به شب نرسید.
آسانسور را طبقه به طبقه نگه می داشت تا خسته نشود.
روح خسته بود بدن را ترک کرد.
لبِ بسته، دل را خسته کرد.
دیوار خسته شد سقف را ول کرد.
به قله عشقت که رسیدم از شلوغی جایی برای من نبود.
از کوه شهوت بالا رفت تا به قله گناه رسید.
به قله عشقت که رسیدم دیگر جانی برای ادامه زندگی نمانده بود.
برای فتح قله دانش به نمایشگاه کتاب رفتم.
نور از اوج به حضیض می آید.
آدم شوخی بود عزرائیل هم شوخی شوخی او را برد.
عشق شوخی نیست نباید به آن خندید.
زندگی یک شوخی است که وقتی تمام شد عزرائیل می خندد.
جوک که تعریف کرد کلمات قهقهه زدند.
حس شوخ طبعیش را قورت داد.
دل و عشق دست به یکی کردند تا سر عقل کلاه بگذارند.
باد کلاهبرداری کرد.
کلاهی از خیال برای سرش بافت.
در تاجگذاری، سر شاه کلاه گذاشتند.
کودتا سر انقلاب کلاه گذاشت.
آب به کویر که رسید سراب شد.
یک فحش آبدار نثار کویر کرد.
کویر سراب را در آغوش گرفت.
کویر شبها خواب آب می بیند.
ابر با کویر دشمنی دیرینه دارد.


نظرات () لینک مطلب