چشمان کاریکلماتور


 

چشمان معصومش پر از اشک بود با یک برق شیطانی.

 

چشمداشت به دست دیگران داشت.

 

چشمش نم پس نمی داد.

 

شمع و گل همدیگر را به چشم هوو نگاه می کنند.

 

قانون، کتاب و چشمش را بست و رای صادر کرد.

/ 0 نظر / 10 بازدید