کاریکلماتور دنبال فرصت


 

فرصتها را که کشتم زندگی دیگر نفس نکشید.

 

مرگ چنان آمد که فرصت نکردم از جسمم خداحافظی کنم.

 

اول فرصت را می ساخت بعدا از دست می داد.

 

رمضان یک ماه فرصت داد تا عاشق شوم.

 

ماهی یک عمر برای آبتنی فرصت دارد.

/ 0 نظر / 6 بازدید