غرق در کاریکلماتور


 

در افکارش غرق می شد یک ناجی استخدام کرد.

 

بعد از ازدواج به زنش گفت هیچوقت در دریای مهر مادرش غرق نشد.

 

حال در آینده غرق می شود.

 

خورشید، ناجی آسمانِ غرق ستاره ها شد.

 

قبل از آنکه غرق مطالعه شوم دستم را به دسته صندلی می بندم.

/ 0 نظر / 14 بازدید