داستانک89

 

کلمات پر توقع انتظار داشتند فهم همه، قد بکشد. کلمات ساده لوح دلداری دادند کتابم سالم از اداره سانسور بیرون می آید. کتاب در جبهة جنگ با سانسور، پایش را روی مین گذاشت.

دهانم را بستم و کورمال کورمال دنبال فکرم گشتم.

/ 1 نظر / 15 بازدید
حسین ناژفر

استاد امیر خان عزیز خوش وقتی سلام و عرض ادب استاد عزیز داستانک خیلی خوبی بود ، کلی خاطره برایم زنده شد ، از آن روزها و از روزهای بدی که بعد از آن روزها داشتیم ، کار خیلی خوبی بود ، خیلی خوب. پاینده باشی استاد. مخلص شما حسین ناژفر[گل]