کاریکلماتور چایی خور


 

اسمش فرهاد بود و عاشق چای شیرین.

 

خستگی محتاج یک استکان چای است.

 

کمرِ باریک استکان را که می گیرم چای حسابی می چسبد.

 

کار به جایی رسیده است که قهوه چی هم پول چایی می خواهد.

 

چایی آبرویم را جلوی بقیه برد وقتی گفت: اینقدر هورت نکش.

/ 0 نظر / 5 بازدید